![]() |
![]() |
|
| دخیلک یا ابالفضل(موفقترین و فعالترین هیئت هفتگی شهرستان لاهیجان ) بگو یا اباالفضل العباس. |
| كربلايي | X | |
![]() | ||
|
میلاد حضرت زینب (س) را تبریک میگوییم.
ویژه نامه فاطمیه اول در کربلایی دات کام
در ضمن برنامه این هفته هیئت شیفتگان اباالفضل (ع) لاهیجان سخنران : آیت الله حاج محمود امجد
(استاد اخلاق و عرفان از تهران)
با مداحی : کربلایی ایمان زینعلی
مولودیهای صوتی ویژه نامه بی بی دو عالم زینب (س)
تصاویر ویژه بی بی دو عالم نائبه الحسین را در ادامه مطلب ببینید. واقعه هنگام ولادت حضرت زينب عليهاالسلامنقل شده است که حضرت زهرا عليهاالسلام از زماني که حامل حضرت زينب عليهاالسلام شد روز به روز مهموم و مغموم بود تا زماني که آن مخدّره متولد شد. از ديگر امتيازاتي که حضرت زينب عليهاالسلام در آن خصوصيّت با برادرش حضرت سيّدالشّهدا عليهالسلام شريک بوده؛ گريه کردن پيغمبر بر او وقت گرفتن قنداقه مبارکهاش بوده است.اين خصوصيت در همه اولاد حضرت فاطمه عليهاالسلام يکسان بوده، چرا که بر اساس تحقيقات؛ حضرت فاطمه عليهاالسلام پنج اولاد داشتند؛ حسنين عليهماالسلام و حضرت زينب و امّ کلثوم(1) و محسن(2) و ايشان به هر يک از اولاد خود که باردار ميشدند؛ ايشان را از مصائب وارده به آن فرزند خبر ميدادند که علقه و محبّت را فراموش مينمود! از ديگر امتيازاتي که حضرت زينب عليهاالسلام در آن خصوصيّت با برادرش حضرت سيّدالشّهدا عليهالسلام شريک بوده؛ گريه کردن پيغمبر بر او وقت گرفتن قنداقه مبارکهاش بوده است، چنان چه نقل شده:"چون زينب کبري عليهاالسلام دختر گرامي حضرت علي عليه السلام پاي به دايره وجود و پهنهي نمود بنهاد به حضرت رسول اکرم خبر دادند. آن بزرگوار با وقار به منزل حضرت فاطمه عليهاالسلام تشريف آورده و فرمود دخترم، دخترت را که تازه متولد شده براي من بياور. آن مخدره معظمه، قنداقه زينب را به محضر مبارک آورد. پيامبر اکرم کودک را مقابل صورت گرفت و با صداي بلند بگريست، چندان که اشک بر محاسن شريفش روان گشت. فاطمه عليهاالسلام عرض کرد اي پدر گرامي اين گريه از چيست؟ حضرت فرمودند: دخترم! اي فاطمه بدان که بعد از تو و من اين دختر دچار بلاهاي بسيار ميشود و مصيبتهاي گوناگون و بلاهاي رنگارنگ به روي او چنگ در افکند. راوي ميگويد: در اين حال فاطمه عليهاالسلام سخت بگريست و از آن پس عرض کرد اي پدر ثواب آن کس که بر او و بر مصايب او بگريد چيست؟ رسول خدا فرمودند: اي پاره تن من و روشني چشمانم هر کس که بر زينب و بر مصائب او بگريد ثواب گريستن او مانند اجر و ثواب کسي است که بر دو برادر او حسن و حسين گريه کند. و پس از آن نام او را زينب نهاد.(3)امتياز ديگر حضرت در خبر دادن حضرت جبرئيل به مصائب آن مخدّره به پيغمبر اکرم است که در اين مسئله با برادرش حضرت خامس آل عبا عليهالسلام مشترک است.
اسرار نام "زينب" عليهاالسلامزينب يا مأخوذ از «زَنِبَ» است از باب «فَرِحَ» يعني فربه شد. و يا اين که به اصل خود باشد به معني درخت خوش بوي نيکو منظر،(1) و يا اين که "زين أب" بوده است، يعني زينت پدر. که به اعتبار همين معني، بعضي حضرت زينب عليهاالسلام را «زين ابيها» در مقابل «امّ ابيها» نام نهادهاند(2) و اين تعبير خالي از وجه نيست. و حذف «الف» در ظاهر به واسطه تخفيف يا کثرت استعمال بوده، چنان چه حکمت واقعي آن همانا اتصال معنوي و اتحاد حقيقي ما بين پدر و دختر بوده است.براي دو معني اوّل که به معني "فربهي" و "درخت نيکو منظر" باشد نيز مناسبات عرفاني به نظر رسيده، چنانچه معني "فربهي" اشاره به اجتماع کمالات در حضرت است. چرا که فربهي از امور اضافيه است و نسبت به اجناس و اصناف و اشخاص فرق ميکند. پس فربهي حيوان به کثرت گوشت و پيه او است، و فربهي در اشجار کنايه از کثرت شاخ و برگ و ميوه است، و فربهي در انسان اشاره است به وفور صفات حسنه و اوصاف پسنديده در او؛ زيرا که کمال حيوان به کثرت گوشت و پيه، و کمال درخت به زيادتي شاخ و برگ و ميوه، و کمال انسان به اخلاق او است، و چون عقيله بنيهاشم داراي مجموعه صفات کماليّه بوده، به اين اسم شريف ناميده شد. نام حضرت زينب عليهاالسلام بنابر پنج حرف که زين أب باشد بدين معناست: «الف» اشاره به احمد؛ «نون» کنايه از حسن عليهالسلام؛ «يا» اشاره به حسين عليهالسلام؛ چون اين مخدّره از کمالات هر يک از پنج تن آل عبا نصيبي برده، لذا خلّاق عالم، خواست مقامات و کمالات اين مجلّله بر موجودات ظاهر و هويدا گردد که مردم به مقاماتش خبير و به شئوناتش بصير باشند؛ لذا خود اسمي براي او اختيار کرد که مظهر مقامات او باشد تا مردم او را بشناسند و به توسّلش تقرّب جويند و اين منقبت را نميتوان کم شمرد؛ زيرا که اين از خصايص خواصّ درگاه احديّت است و هر کسي به اين مقام محمود نرسد. و از جمله کساني که به اين خصوصيّت، مخصوص شده زينب کبري بوده است. و اما مناسبت درخت نيکو منظر به آن مکرّمه نيز واضح است، چنانچه در کنايات و استعارات عرب آمده است که هر شخص بزرگ بلکه هر چيز نفيس را به شجر تعبير نمايند و تنظير آورند، چنانچه فرمود: «انا و عليّ من شجرة واحدة.»(3) و در آيه شريفه هم ميفرمايد: «مثلاً کلمة طيبة کشجرة طيبة.»(4) و چون آن حضرت، شخص بزرگ و فوايد حاصله از او بسيار، که از آن جمله ابقاي دين مبين و نگهداري ذراري و فرزندان سيّدالمرسلين و شفاعت گناهکاران است؛ لذا موسوم به «زينب» شد که به معني درخت خوشبويِ نيکومنظر باشد. و بعضي گفتهاند که زينب به معني بلاکش باشد! چون معلوم بود که چه بلاها بيند و بسي مشقّتها متحمل شود لذا موسوم به زينب شد.ولکن اجمال معاني ذکر شده همان زينت پدر بودن است چرا که دختري که داراي اين همه کمالات باشد نه تنها زينت پدر بلکه زينت عالم است و روا است که به وجود همچون فرزندي، مباهات نمايد و ديده عالم به چنين نفوس قدسيّه و انوار الهي روشن و منوّر است. زينب چهار يا پنج حرف است: «زا» اشاره است به مادرش زهرا، که بهره وافي از کمالات او به ارث برده است. «يا» کنايه از پدر بزرگوارش علي عليهالسلام است .«نون» کنايه است از دو برادرش حسنين، چون قدر جامع بين آن دو بزرگوار نهايت مقامات است که مقام وصول باشد. «با» کنايه است از جد بزرگوارش «النبيّ الامّي العربي».اجمال معاني ذکر شده همان زينت پدر بودن است چرا که دختري که داراي اين همه کمالات باشد نه تنها زينت پدر بلکه زينت عالم است و روا است که به وجود همچون فرزندي، مباهات نمايد و ديده عالم به چنين نفوس قدسيّه و انوار الهي روشن و منوّر است. و بنابر پنج حرف که زين أب باشد؛«الف» اشاره به احمد؛ «نون» کنايه از حسن عليهالسلام؛ «يا» اشاره به حسين عليهالسلام؛ چون اين مخدّره از کمالات هر يک از پنج تن آل عبا نصيبي برده، لذا خلّاق عالم، خواست مقامات و کمالات اين مجلّله بر موجودات ظاهر و هويدا گردد که مردم به مقاماتش خبير و به شئوناتش بصير باشند؛ لذا خود اسمي براي او اختيار کرد که مظهر مقامات او باشد تا مردم او را بشناسند و به توسّلش تقرّب جويند و اين منقبت را نميتوان کم شمرد؛ زيرا که اين از خصايص خواصّ درگاه احديّت است و هر کسي به اين مقام محمود نرسد. و از جمله کساني که به اين خصوصيّت، مخصوص شده زينب کبري، بوده و در اين خصوص روايتي وارد شده است که ميفرمايد:«در زماني که حضرت زينب عليهاالسلام به دنيا آمدند؛ پيامبر اکرم در سفر بودند. پس از تولد حضرت صدّيقه طاهره به اميرالمومنين عليهماالسلام پيغام فرستاد که چون پدرم در سفر است براي دخترت نام بگذار. آن حضرت فرمود: من بر پدرت سبقت نميگيرم، صبر فرماي که به اين زودي مراجعت خواهد نمود و هر نامي که صلاح داند مينهد. چون سه روز بگذشت رسول خدا مراجعت فرمود و به جهت آن که هر گاه از سفر مراجعت ميکردند اول به خانه حضرت زهرا ميرفتند؛ به سراي عصمت کبري در آمد.کمال حيوان به کثرت گوشت و پيه، و کمال درخت به زيادتي شاخ و برگ و ميوه، و کمال انسان به اخلاق او است.حضرت علي عليهالسلام خدمت آن حضرت عرض کرد يا رسول الله! حق تعالي جلّ و علا دختري به دخترت عطا فرموده است برايش نامي تعيين کنيد.فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من هستند لکن امر ايشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحي ميباشم. در اين حال جبرييل نازل شد عرض کرد: يا رسولالله! خداوند سلام ميرساند و ميفرمايد: نام اين مولود را زينب بگذار، چرا که اين نام را در لوح محفوظ نوشتهايم.پيامبر اکرم صليالله عليه و آله و سلم قنداقه آن مولود گرامي را طلبيد و به سينه چسبانيد و بوسيد و نامش را زينب نهاد و فرمود: وصيّت ميکنم حاضرين و غايبين امّت را که اين دختر را به حرمت پاس بدارند. همانا وي به خديجه کبري شبيه است.»(5)
التماس دعاي امام حسين به زينب کبري عليهماالسلامگر چه سراسر زندگي زينب کبري عليهاالسلام به خاطر هجرت و جهاد در راه خدا، و نيز براي همراهي و همگامي با پدر و مادر، و برادران در جهت انجام وظيفه و احياي معالم و معارف اسلام سپري گرديده است، و بايد همه زندگي آن بانوي بزرگ را غرق در اطاعت و عبادت محسوب داشت، اما اضافه بر اين، دخت والا گهر علي عليه السلام در عبادت به معني خاص، يعني نهايت خضوع و کرنش، و اظهار کوچکي و تعظيم در برابر ذات مقدس پروردگار عالم، برترين مقام و امتياز را داشته است.عبادت و شب زندهداري زينب عليهاالسلام قهرمان کربلا به جايي رسيده بود که حضرت سيدالشهدا عليه السلام هم از وي ميخواهد:«يا اختاه، لاتنسني في نافلة الّليل»؛ خواهرم! در نماز شب خود، مرا از دعا کردن فراموش مکن.حضرت زينب عليهاالسلام ميدانست که پيامبر اسلام، آنقدر شبها به نماز و نيايش در پيشگاه خداوند ميپرداخت که پاهاي وي ورم ميکرد، رنگ چهرهاش تغيير مينمود، و خداوند به او وحي ميکرد: اي پيامبر! ما قرآن را بر تو نازل نکرديم که در اثر عبادت، خود را به رنج مشقت بيندازي!(1) زينب عليهاالسلام نمازهاي مادر و نيز پدر را در شبها، و گاهي در ميدانهاي جنگ را سراغ داشت، نمازها و نيايشهاي فراوان امام مجتبي عليه السلام را ديده بود، نمازها و مناجاتهاي سيدالشهدا را در شب عاشورا، صبح عاشورا و ظهر عاشورا در حال جنگ و هجوم دشمن مشاهده کرده بود و هر يک از اينها، براي او درس و الگوي عملي مهمي بود، و اعتقاد قلبي زينب عليهاالسلام در مرحله نخست، و اقتداء و متابعت آن بزرگوار از اجداد گرامياش سبب شده بود که، - به نقل مورخين - مناجات و شب زندهداري او در تمام عمر ادامه داشته، و حتي شب يازدهم محرّم با آن همه مصائب و ضربههاي روحي که از ناحيه شهادت برادران و عزيزان بر وجود وي وارد آمده بود، به بيان امام زينالعابدين عليه السلام، زينب عليهاالسلام حتي نماز شب خود را هم ترک نگويد!(2) عمّهام زينب عليهاالسلام در تمام طول سفر اسارت از کوفه تا شام، پيوسته نمازهاي واجب و مستحب خود را انجام ميداد، و رنجهاي سفر و مشکلات پرستاري کودکان يتيم و دلداري زنان داغدار، او را از اداي مناجات و تهجد غافل نميکرد، حتي در بعضي از منزلگاهها ميديدم که وي در اثر ضعف و گرسنگي، به صورت نشسته نمازهاي خود را ميخواند، وقتي با نگراني علت آن را جويا شدم، وي گفت: سهميه غذاي خود را ميان کودکان تقسيم کردهام، و از شدت ضعف و فرسودگي توانايي ايستادن ندارم ...!امام زين العابدين عليه السلام که در سفر کربلا همسفر زينب عليهاالسلام بوده است، ميفرمايد:«انّ عمتي زينب عليهاالسلام کانت توّدي صلاتها، من قيام الفرائض والنوافل، عند مسيرنا من الکوفة الي الشام، و في بعض المنازل، کانت تصلي من جلوس لشدّة الجوع و الضّعف...»(3)؛ عمّهام زينب عليهاالسلام در تمام طول سفر اسارت از کوفه تا شام، پيوسته نمازهاي واجب و مستحب خود را انجام ميداد، و رنجهاي سفر و مشکلات پرستاري کودکان يتيم و دلداري زنان داغدار، او را از اداي مناجات و تهجد غافل نميکرد، حتي در بعضي از منزلگاهها ميديدم که وي در اثر ضعف و گرسنگي، به صورت نشسته نمازهاي خود را ميخواند، وقتي با نگراني علت آن را جويا شدم، وي گفت: سهميه غذاي خود را ميان کودکان تقسيم کردهام، و از شدت ضعف و فرسودگي توانايي ايستادن ندارم ...!فاطمه، دختر امام حسين عليه السلام هم ميگويد: در شب عاشورا، عمهام پيوسته در محراب عبادت ايستاده بود، نماز و نيايش داشت، با خداوند راز و نياز و مناجات ميکرد، و پيوسته اشک از چشمهاي او سرازير ميشد!(4) عبادت و شب زندهداري زينب عليهاالسلام قهرمان کربلا به جايي رسيده بود که حضرت سيدالشهدا عليه السلام هم از وي ميخواهد:«يا اختاه، لاتنسني في نافلة الّليل»(5)؛ خواهرم! در نماز شب خود، مرا از دعا کردن فراموش مکن. به راز و نياز و به سوز و گداز تو گويي که، زهرا بود در نماز
زينب عليهاالسلام و مقام شفاعتاز جمله مقامات رفيع و درجات والاي حضرت زينب عليهاالسلام، مقام «رضا» و «تسليم» است. و اين دو فضيلت از فضايل شريفي است که به دست آوردنش بسيار مشکل است؛ چرا که رضا به قضاي خداوند و تسليم شدن به هر چه از جانب خداي واحد رسد و از صميم قلب به آن رضا دادن بسي دشوار و مشکل است .مظهر نهايت اين دو مقام، حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله بوده و لذا انبياي گذشته، چون به نهايت رضا و تسليم موجود در نفس خود ميرسيدند به طاغيان و سرکشان امّت خود نفرين مينمودند، ولي وجود اقدس نبوي صليالله عليه و آله و سلم با آن همه اذيّتهاي جسماني و لطمات روحاني که بر او وارد ميشد؛ به جز سر تسليم پيش نهادن و به قلب سليم استقبال نمودن، چيزي از ايشان بروز نميکرد، بلکه هميشه براي ظالمين طلب هدايت مينمود، و چون آن حضرت به اين مقام از «رضا» و «تسليم» رسيد، حضرت حق نيز راضي شد که هر چه از او طلب نمايد به او عطا فرمايد، و هر قدر شفاعت فرمايد به او ببخشايد: "و لسوف يعطيک ربّک فترضي"(1)و پس از آن حضرت، اين دو مقام به اهلبيت ايشان رسيد.حضرت زينب عليهاالسلام به واسطه همين ثبات و وقار، گوي سبقت را از حضرت ابراهيم ربود. و از آن جمله کلام آن مکرّمه است که وقتي بدن حضرت سيّدالشّهدا را بلند نمود عرض کرد:«خداوندا! اين قرباني را از آل محمّد قبول فرما.»ايشان در اين کلام، نهايت معرفت و تسليم و رضاي خود را ظاهر ميفرمايد.از جمله، حضرت زينب عليهاالسلام، در نهايت اين مقام، از جدّ بزرگوار خود پيروي نمود، چنانچه در سفر کربلا و کوفه و شام که آن مصائب بر آن مظلومه وارد شد، در مقام رضا و تسليم بود. اگر ايشان اراده به خرابي عالم و نزول عذاب تعلق ميگرفت، هر آينه واقع ميشد؛ ولي خواست که ثبات مقام «تسليم» و «رضا» را بر عالميان واضح و هويدا نمايد. چنانچه زماني که ابن سعد در فکر اين بود که خانواده محمّدي صليالله عليه و آله و سلم را به کلّي از روي زمين منقرض کند و دستور به آتش زدن خيمهها داد. ولي غافل از اين که زمين از انوار محمّديّه خالي نخواهد ماند: "و يابي الله الّا ان يتمّ نوره." حضرت زينب عليهاالسلام آمد خدمت حضرت سجّاد عليه السلام و کسب تکليف نمود و عرض کرد: «تکليف ما زنها چيست؟» حضرت فرمود: «عليکن بالفرار»؛ فرار کنيد.چون حضرت از جواب حضرت سجّاد عليهالسلام فهميد که رضاي خداوند به بقاي آنها است، زنان را به فرار امر کرد ولي براي خلاصي حضرت سجّاد، از آن حضرت مدافعه مينمود. چنانچه از حميد بن مسلم نقل شده که هر قدر آتش به او نزديک ميشد ابداً اعتنايي نمينمود.به واسطه همين ثبات و وقار، گوي سبقت را از حضرت ابراهيم ربود. و از آن جمله کلام آن مکرّمه است که وقتي بدن حضرت سيّدالشّهدا را بلند نمود عرض کرد:«خداوندا! اين قرباني را از آل محمّد قبول فرما.»در اين کلام، نهايت معرفت و تسليم و رضاي خود را ظاهر ميفرمايد.چون حضرت زينب به اين مقام از رضا رسيد، خداوند متعال آنقدر از گناهکاران را به آن حضرت ميبخشد که تا راضي شود. ادامه مطلب |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 0:35 توسط خادم العباس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
لاهیجان بالاتر از داروخانه شبانه روزی سمت راست مسجد فاطمه زهرا ( پردسر )تلفن تماس :09111433879--01413222445
|
| پیوندهای روزانه |
|
شیفتگان اباالفضل (ع) لاهیجان کربلایی ایمان زینعلی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|