میلاد امام حسن عسکری(ع) را تبریک میگوییم.

در ضمن برنامه این هفته هیئت شیفتگان اباالفضل (ع) لاهیجان

با مداحی : کربلایی ایمان زینعلی


حرز امام حسن عسكري عليه السلام

بسم الله الرحمن الرحيم
يَا عُدَّتي عِندَ شِدَّتي
وَ يَا غَوثِي عِندَ كُربَتي
يَا مُونِسي عِندَ وَحدَتي
اِحرِسْني بِعَينِكَ التي لاتَنام
وَ اكْنِفنِي بِرُكنِكَ الذي لايُرام
به نام خداوند بخشنده مهربان
اي تكيهگاه و نيروي من در گرفتاريام،
اي پناه من هنگام غم و غصهام،
اي مونس من در هنگام تنهاييام،
مرا با چشمت كه خواب نميرود نگه دار،
و با ركن و قدرت خوش كه سستي نميپذيرد، پناه ده
حرز در لغت بمعني پناه بوده و در اصطلاح به دعايي كه جهت حفظ و ايمني باشد گفته ميشود
اسکرین سرور های مربوط به میلاد پدر امام زمان (ع) دانلود کنید.
ذكر قنوت امام حسن عسكري عليه السلام

امام حسن عسكري كه سلام و درود خدا بر او باد در قنوت نماز خويش چنين دعا ميكردند كه:
اَلحَمدُ للهِ شُكراً لِنَعمائِهِ،
وَ استِدعَاءً لِمَزيدِه،ِ
وَ استِخلاصاً لَهُ و بِهِ دُونَ غَيرِهِ،
وَ عِياذاً بِهِ مِن كُفرانِهِ وَ الاِلحادَ فِي عَظَمَتِهِ وَ كِبرِيائِهِ،
حَمْدَ مَن يَعلَمُ اَنَّ مَا بِهِ مِن نَعْمائِهِ فَمِن عِندِ رَبِّهِ،
وَ مَا مَسَّهُ مِن عُقُوبَتِهِ فَبِسُوءِ جِنايَةِ يَدِهِ... .(1)
ستايش مخصوص خداست، به خاطر شكر نعمتهايش،
و درخواست نعمت بيشتر،
و خالص ساختن شكر براي او و به ياري او نه غيرش،
و پناه بردن بر او از كفران و ناسپاسي او و انكار در عظمت و بزرگواريش،
ستايش كسي كه ميداند هر نعمتي كه دارد از جانب خداست،
و هر عقوبت و كيفري كه به او رسد از بديهاي خودش است.
همچنين اين دعا را ميخواندند كه:
يَا مَن غَشِيَ نُورُهُ الظُلُماتَ،
يَا مَن اَضاءَتْ بِقُدسِهِ العُجاجُ المُتواعِرات،
يَا مَن خَشعَ لَهُ اَهلُ الارضِ وَ السَمواتِ،
يَا مَن بَخَعَ لَهُ بِالطاعَةِ كُلُ مُتَجَبِر عَات،
فَاغْفِر لِلذِينَ تَابُوا وَ اتَبَعُوا سَبِيلَكَ.(2)
اي آنكه نورش تاريكيها را پوشانده،
اي آنكه به پاكي و قداست او راههاي سخت روشن گردده،
اي آنكه زمينيان و آسمانيان براي او خشوع و خضوع ميكنند،
اي آنكه نزدش هر جبارِ متكبري، سر طاعت فرود ميآورد،
كساني را كه توبه كنند و راه تو را تبعيت كنند، بيامرز
اشك شوق و محبّت
ابو هاشم گويد: از حضرت امام حسن عسكرى صلوات الله عليه دربارهي آيه:
« ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ(1) سپس کتاب را به کساني از بندگانمان که برگزيده بوديم به ميراث داديم بعضي بر خود ستم کردند و بعضي راه ميانه را برگزيدند و بعضي به فرمان خدا در کارهاي نيک پيشي گرفتند و اين است بخشايش بزرگ»سؤال كردم. حضرت فرموند: هر سه گروه از آل محمداند (صلوات الله عليهم)، "ظالم به نفس" از آنها كسى است كه به امام معتقد نيست، "مقتصد" كسى است كه عارف به امام باشد، و "سابق به خيرات" خود امام است. در اين بين من پيش خود درباره كرامتي كه به آل محمد (ص) داده شده فكر مىكردم كه بي اختيار گريهام گرفت.امام به من نگاه كرد و فرمود: عظمت شأن آل محمد بزرگتر از آن است كه به نظرت آمده، خدا را حمد كن كه تو را به ولايت آنها معتقد و متمسك كرده است. روز قيامت وقتى كه هر جمعيت با امامش خوانده مىشود با آنها خوانده خواهى شد ؛ تو بر خيرى.(2)
خاك گرگان متبرك ميشود

جعفر بن شريف گرگانى گويد: سالى كه به حج مىرفتم در «سُرَّ مَن رَأى» (سامرّا) به خدمت امام عسكرى عليه السلام رسيدم، مردم آنجا مقدارى مال توسط من ارسال كرده بودند خواستم از امام بپرسم كه آن را به كجا تحويل دهم، حضرت پيش از سؤال من، فرمودند: آنچه آوردهاى به خادم من، مبارك تحويل بده، اين كار را كردم.بعد گفتم: شيعيان شما در گرگان به محضرتان سلام مىرسانند، فرمود: مگر بعد از حج به گرگان نخواهى رفت؟ گفتم: چرا، فرمود: از امروز تا صد و هفتاد روز به گرگان باز مىگردى، روز جمعه سوم ربيع الاخر در اول روز وارد آن جا خواهى شد، چون وارد شدى به آنها بگو كه در آخر همان روز من به آنجا خواهم آمد.برو در هدايت و رشاد، بدان كه خدا تو را و ياران تو را در اين مسافرت سلامت خواهد داد، بسلامت به خانوادهات باز خواهى گشت. براى پسرت شريف پسرى به دنيا خواهد آمد، نام آن را صلت بن شريف بن جعفر بن شريف بگذارد، خداوند او را بزرگ خواهد كرد و از شيعيان ما خواهد بود.نضر بن جابر عرض كرد: يابن رسول الله! پسرم، جابر يك ماه است كه چشمش بينايى خود را از دست داده است، دعا كنيد كه خداوند بينياى او را باز گرداند. امام (ع) فرمود: او را پيش من آوريد، حضرت دست مباركش را بر چشم او كشيد، در دم بينايى خويش را باز يافتگفتم: يابن رسول الله! ابراهيم بن اسماعيل جرجانى مردى است از شيعيان شما، به دوستان شما بسيار كمك مىكند، در هر سال بيشتر از صد هزار درهم در اين باره خرج مىنمايد و او يكى از ثروتمندان گرگان است. فرمود: خداوند به ابى اسحاق در مقابل احسانش جزاى خير بدهد، گناهانش را بيامرزد و به او پسر كامل الخلقهاى عطا فرمايد، به او بگو: حسن بن على مىگويد: نام پسرت را احمد بگذار.من از خدمت امام مرخص شدم، خداوند مرا در سفر سلامت داد تا روز جمعه سوم ربيع الاخر در اول روز آنطور كه امام فرموده بود وارد گرگان شدم، دوستان به ديدار من آمدند، به من تهنيت مىگفتند. به آنها گفتم كه: امام صلوات الله عليه وعده كرده در آخر امروز به گرگان تشريف بياورد، آنچه لازم داريد بخواهيد و مسائل و حوائجتان را در نظر بگيريد.آنان چون نماز ظهر و عصر را خواندند همه در خانه من جمع شدند، به خدا قسم كه در يك حالت بى خبرى بوديم ناگاه ديديم كه امام تشريف آوردند و به جمع ما داخل شدند و پيش از ما به ما سلام كردند، ما از آن حضرت استقبال كرده، دست مباركش را بوسيديم.امام صلوات الله عليه فرمودند: من به جعفر بن شريف وعده كردم كه در آخر اين روز به اين جا آيم، نماز ظهر و عصر را در سامراء خوانده به اينجا آمدم تا با شما تجديد عهد نمايم و الان به وعده خود عمل كردهام، مسائل و حوائج خويش را بگوييد.در آن وقت، اول نضر بن جابر عرض كرد: يابن رسول الله! پسرم، جابر يك ماه است كه چشمش بينايى خود را از دست داده است، دعا كنيد كه خداوند بينياى او را باز گرداند. امام (ع) فرمود: او را پيش من آوريد، حضرت دست مباركش را بر چشم او كشيد، در دم بينايى خويش را باز يافت، بعد يكى پس از ديگرى آمده از حوائج خويش سؤال مىكردند، امام حاجاتشان را برآورد و براى آنها دعاى خير كرد.
ادامه مطلب